گاهی اوقات فکر میکنم که چه خاکی به سرم بریزم.....
بعد برای نجات ازین حال.. نزدیکترین خاکی که به دستم بیاد رو میدم به مغزم و میگم بیا همینه که هست و آروم بگیر!
خاکی که از سر بگذره میرسه به مغز!
به دیدن من اگر می آیید با جارو و گردگیر بیایید!
پ.ن: والا با این نق نقاشون!
کاملاً مشخصه که با سرعت تایپ شده متن که حالا یا از هیجان بوده یا خشم...
البته من ممکن اشتباه کنم!
اون مغز اول رو هم مقز نوشتی!